یک روز جمعه
روز جمعه برای ماهیگیری به سدسلمان رفتیم
ما با دخترخاله ام سارا پسرش ارتین و شوهرش بودیم به ما خوش گذشت ولی هر کاری می کردیم نمی توانستیم حتی یک ماهی هم بگیریم
با ذوق و استعداد من توانستیم چوب بگیریم البته طرف های غروب یک ماهی گرفتیم
جای همه خالی ........
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

یک روز جمعه
